تبليغاتX
مصطفی آخوندی
 کنسرت گیتار کلاسیک

 مصطفی آخوندی و خولیو المیدا 

کنسرت گیتار کلاسیک با آثاری از آهنگسازان رمانتیک و

آمریکای لاتین یکشنبه ۳۰  آگوست در شهر  ووپرتا ل آلمان

www.cafe-esperenza.com

|+| نوشته شده توسط مصطفی آخوندی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388  |
 

مختصری درباره  یوهان سباستیان باخ

در بیست و یکم ماه مارس سال 1685 در آیزناخ (آلمان) به دنیا آمد.  پدرش نوازنده ویولون  یوهان آمبروسیوس باخ  نام دا شت.  در ده سالگی یتیم شد و سرپرستی ا و را  برادرش  یوهان کریستف ارگ نواز  اوردروف به عهده  گرفت . ا ز پانزده  تا هجده سالگی  در لونه بورگ  به دبیرستان رفت .  به سال 1703 یعنی درهجده سالگی ویلونیست ارکستر  وآ یمر  و  یک سال  بعد ارگ نواز شهر آرنشتاد شد. به سال 1705  برای دیدن کنسرت ارگ نواز مشهور    دیتریش بوکستهود ا ز آرنشتاد  تا   لوبک را پیاده رفت.  سال 1707 ارگ نواز  تورینگن شد  و  با  ماریا  باربارا  باخ  دختر عموی  خود ازدواج کرد.

1708 تا 1717 ارگ نواز دربار و استاد نوازنده  در وایمر بود. سال 1717  تا 1723  به مقام رهبر ارکستر دربار در کوتن رسید.  به سال 1720 همسر نخست وی از دنیا رفت و سال 1721  با خواننده بیست و یک ساله به نام  آنا ماگدالنا  وولکن ازدواج کرد.

به سال 1723 به عنوان استاد و رهبر کر توماس شوله به  لایپزیک فرا خوانده شد و تا پایان عمردر آنجا باقی ماند. از سال 1740  به  چشم  درد دچار شد ، دو عمل انجام داد که نتیجه رضایت بخشی در پی نداشت و سپس  به دلیل تجویز اشتباه  دارو  هر روز بینائی اش بدتر و سرانجام کاملا نابینا شد. در بیست و هشتم زوئیه 1750  از دنیا رفت. 

آثار  باخ

آنوانسیون ها ،  سوئیت های آلمانی ،  فرانسوی  و انگلیسی ، کانتا ت های ارگ  ، پرلود ها  و فوگها. واریاسیون های  کرال ، شش کنسرت براند نبورگ ، هنر فوگ ، تعداد 200  کانتات ، موتت  و پاسیون.  شش سوئیت برای ویلون سل ، یک مس بزرگ در سی مینور ، شش سونات ویلون ، یک   پاسا کاگلیای بزرگ ، کنسرتو برای  یک  و دو ویلون ، برای فلوت  و ویلون ، سونات برای  ویلون  و کلاوسن . سوئیت هائی برای لوت و چامبلو.

|+| نوشته شده توسط مصطفی آخوندی در چهارشنبه دهم مهر 1387  |
 

درباره آندره سگوویا

 

آندره سگوویای اسپانیائی که بین سالهای 1893  تا 1987 زندگی  کرد , بی تردید یکی از بزرگترین نوازندگان  و از برجسته ترین معلمین گیتار دنیا بود.

سال 1920 میلا دی , مانوئل  د فا یا  به  پیشنهاد سگوویا  قطعه( Hommage a Debussy )  را برای  گیتار نوشت.

مورنو توروبا( اسپا نیا ) , یو آخین تورینا( اسپا نیا ) , یوآخین رودریگو( اسپا نیا)  مانوئل پونس( مکزیک)  و  تدسکو( ایتالیا)  تحت تا ثیر سگوویا قطعاتی برای گیتار نوشتند.

سگوویا گیتار را از نظر زیبا ئی در نوازندگی , تکنیک و تن  به عالی ترین مرز ممکن رساند. او در همه جای دنیا گیتار نواخت  واین  ساز را به جها ن معرفی  کرد.

سگوویا آثار ارزنده  بزرگترین آهنگسازا ن  دنیا ما نند هند ل , شوما ن ,  برا مس , آ لبنیز , تانسمان  و دیگران را به زیبائی برای گیتار تنظیم  کرد.

سال  1929 هکتور ویلا لوبوس 12   ا تود برای  گیتار نوشت  و آن را به سگوویا  تقدیم کرد.

 

می دانید که :

 

سال  1933  فرانک مارتین  ( Quarte Pieces Dreves )  را برای  گیتار نوشت؟

سال 1951  هکتور  ویلا لوبوس  یک  کنسرتوی  گیتار تصنیف  کرد؟

سال  1963  بنیامین بریتن  قطعه  نکتورنا ل اپوس 70  را  برای  گیتار تصنیف  کرد؟

ایگور استرا وینسکی ( 1971 – 1882 ) چها ر آوا ز برای سوپرا نو , گیتار , فلوت  و ها رپ  تصنیف کرده  است؟

آ رنولد شوئنبرگ ( 1951 -  1874 )  یک سرناد برای کلا رینت , باس کلا رینت , ما ندولین , فا گوت و گیتار نوشته است؟

ها نس  تویشرت (  آلمانی )  و کارل شا یت (  اتریشی ) از بهترین معلمان  گیتار دنیا می باشند و بهترین تنظیمهای گیتار به نام آنها ثبت شده است؟

 

آ یا  اسامی  برجسته ترین گیتاریست های  فعلی دنیا مانند : مانوئل باروئکو , ا لیوت فیسک , داوید راسل , هوبرت کاپل , مارکو سوسیا س ,  روبرتو آسول ,  سرجیو و اودیر اسد , آنیلو دسیده ریو , توماس مولر پرینگ , کارلو دومینوکنی , دیل کاواناخ  ودیگران  را  تا  به حا ل  شنیده اید؟

 

بزودی خواهم نوشت که  گیتاریستهای  یاد شده  در حال حاظر در کجای دنیا بسر می برند و چه می کنند.

|+| نوشته شده توسط مصطفی آخوندی در چهارشنبه پنجم تیر 1387  |
 

                   تمرین  گام   برای  گیتار  کلا سیک                                                        

 

گام نوازی  یکی از مهمترین و موثرترین راههای پیشرفت

د ر نوازند گی گیتار کلا سیک به حسا ب می آ ید.

 

امروزه  بزرگترین نوازند گان گیتار دنیا زمانی را به نواختن

 گام اختصا ص می دهند چرا که دراین تمرین، گیتاریست با

مجموعه ای از تکنیکهای مخصوص گیتار سرو کار دارد.  

بنا براین نواختن گام ها را باید همواره  در تمرین های

 روزانه خود جای د ا د .

 

 برای اینکه در تمرینهای گام به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده 

 و پیشرفت حاصل نما یید , لازم است به نکات زیر توجه  کنید :

 

                                      10 فرمان                                                

                                             

1-  روزانه فقط  یک گام  را تمرین  کنید.

2- ابتدا هر تن(نت) را با ارزش یک نت سیاه  و به مدت 15 دقیقه, آپویاندو(با تکیه) واستکاتو بنوازید.

3- سپس آنها را با ارزش چنگ / تریوله/ دولا چنگ  و ... بنوازید.                              

4-  روزانه 15  تا 20 دقیقه تمرین گام انجام دهید.

   5-  حالا  گام ها  را آپویاند و و تن ها را کامل (استکاتو نباشد) بنوازید. ( روزهای بعد)

   6-  با مترونوم  تمرین کنید و سرعت خود را افزایش دهید.

7-  پس از اینکه به سرعت مناسب دست پیدا کردید , گام ها را  تیراند و(بدون تکیه)  بنوازید. ( روزهای بعد )

   8- اکنون  گام  را یکبار فورته  و در تکرار پیانو اجرا کنید. ( روزهای بعد)

   9-  تمرینها را به طور مرتب انجام دهید.

  10- اکنون برای گام ها راههای دیگری روی سیم های دیگر پیدا کنید. ( روزهای آینده)

 

       موفق باشید.                                                                   

       مصطفی  آ خوندی  

|+| نوشته شده توسط مصطفی آخوندی در جمعه بیستم اردیبهشت 1387  |
 
                                        درباره تکنیک الکساندر

فردریک ماتیاس الکساندر به سال ۱۸۶۵ در تاسمانین استرلیا در مزرعه ای بزرگ و دور افتاده به دنیا آمد. از همان کودکی تنها بود و همبازئی نداشت و به همین دلیل مجبور بود در سخت ترین شرایط به تنهائی در مورد زندگی اش تصمیم بگیرد. حرفه رویایی اش بازیگری بود و از اینکه اشعار شکسپیر را بلند دکلمه کند ، لذت می برد. الکساندر پس از اینکه حرفه های مختلفی را تجربه کرد ،به خوانندگی روی آورد اما صدایش پس ازمدتی دچار اشکال شد و تنفس برای وی سخت گردید به طوری که پس از مدتی دیگر نمی توانست بخواند. پزشکان متعددی را ملاقات کرد و مشکلش را با متخصصین و استادان آواز در میان گذاشت اما هیچکس نتوانست راه حل مناسبی پیش روی او بگذارد. سرانجام تصمیم گرفت خودش به این معضل پایان دهد.

او متوجه شد که اغلب هنگام دکلمه صدایش می گیرد و به قولی دو رگه می شود. هر روز مقابل آینه قرار می-گرفت و آواز می خواند یا دکلمه می کرد و حالات خود را زیر نظر می گرفت. ابتد ا مورد قابل ملاحظه ای پیدا نکرد اما پس از چندی مسئله عجیبی نظر ش را به خود جلب کرد. او متوجه شد که در هنگام دکلمه سر خود را به طرز غیر ارادی پائین می آورد و بدین ترتیب راه گلویش را می بندد. سعی کرد سر خود را بالا نگه دارد و به آرامی نفس بکشد. الکساندر رابطه دینامیک بین سر و شانه ها را « کنترل اساسی » نام گذاشت و خم شدن سر را بر روی گردن را « عادت بد » نامید. ابتدا فکر کرد که عادت بد مادرزادی است اما آن را در همه اطرافیان مشاهده کرد. او دید که تقریبا همه سر خود را روی گردن آویزان می کنند. به طور طبیعی انقباض گردن به شانه ها ،کتف ها و دیگر نقاط بدن سرایط می کند. بنا بر این تصمیم گرفت صاف بنشیند و بر عضلات بدن خود مسلط  و در واقع به عادت بد بی اعتنا باشد. سپس با « ذهن بیدار » بر عضلات بدنش آگاه شد و  به چگونگی نگهداری سر روی بدن فکر کرد. به شانه ها، ستون فقرات، عضلات صورت و دهان پرداخت. او ارتباط میان عضله های گردن، شانه و سر را « قانون رفتار » نامید و مشاهده کرد که این قانون در تمام مراحل زندگی از دندان شستن تا چای نوشیدن، دویدن،رفتن، نشستن، حرف زدن، خواندن ، نواختن و...قابل اجرا است. او متوخه شد که تمام اعضای بدن انسان با هم در ارتباط هستند ، از یکدیگر تاثیر می گیرند و بر هم تاثیر می گذارند.            

الکساندر به ما می آموزد که چگونه بر بدن خود چیره شویم و به دام « عادت بد » گرفتار نشویم. هر یک از ما تصور می کنیم  که یک تن ، صدای مشخصی است که انگشت با یک ضربه آن را روی ساز  تولید میکند، اما ما معمولا اصلا به آن فکر نمی کنیم که چگونه در زمانی کمتر از یک ثانیه تمام اعضای بدن ما در خدمت مغز قرار  گرفته و فرمان او را اجرا می کنند. بنا بر این اگر مغز ما تنها  به آن عضله ای که قرار است یک ضربه به ساز بزند( نوک انگشت)، فرمان صادر کند بقیه عضلات نیازی به حرکت اضافی ندارند و در آرامش باقی خواهند ماند. مسلما اجرای چنین روشی نیاز به یادگیری دارد و با تمرکز و پیگیری قابل اجرا در تمام سطوح زندگی ما خواهد بود.

الکساندر پس از سالها تلاش پیگیرانه به گسترش و ثبت روش(تکنیک) خود پرداخت و از آن در دکلمه و بازیگری استفاده کرد. هوادارانش ابتدا بازیگران و سپس بیمارانی بودند که پزشکان آنها را نزد او می فرستادند. به سال 1927 یک مدرسه در لندن افتتاح کرد و سال  1930دوره سه ساله آموزشی تحت عنوان « تکنیک الکساندر » بنا نهاد. او چهار کتاب به چاپ رساند. اواخر سالهای هفتاد مدرسه ای به نام خودش در آلمان دایر نمود . در سال 1948 سکته کرد اما با تکنیک خود بر بیماریش فایق آمد. در حال حاضر حدود هفتاد مدرسه وجود دارد که در آنها شیوه الکساندر آموزش داده می شود.

معلمی پس از استفاده از تکنیک الکساندر می گوید: قبلا احساس می کردم که دیگر انرژی لازم در انگشتانم ندارم و نمی توانم روی شستی ها ضربه بزنم اما حالا راحت نوارندگی می کنم.

 

 

 مصطفی آخوندی

 

 برداشت آزاد از    

Frei spielen   از زوزف اورشلیمی  و A.Technik   از کلودیا ابر زول

|+| نوشته شده توسط مصطفی آخوندی در یکشنبه دهم تیر 1386  |
 

پایداری برای صلح

کنسرت گیتار کلاسیک

خولیو آلمایدا لوپز - مصطفی آخوندی

     

تالار اندیشه حوزه هنری

پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۵

|+| نوشته شده توسط مصطفی آخوندی در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385  |
 

در آغاز مختصري از خودتان بگوييد.
* مصطفي آخوندي، در تهران به دنيا آمدم. ابتدا سازهاي ايراني را فراگرفتم (تار و سنتور) پس از آن به فراگيري پيانو پرداختم و سرانجام گيتار را به عنوان ساز اصلي انتخاب كردم

گيتار را نزد برادران مؤذن (كاظم و صادق) فراگرفتم و پس از سفر به آلمان مدت يك سال نزد «فردريش پوتز» گيتار نواختم، سپس نزد استاداني چون «هلگرويمن»، «ينز كين بام» و «توماس مولر» آموخته هايم را تكميل كردم و همچنين در كنسرواتوار شهر دويسبورگ نزد پرفسور «لئوناردبك» به تحصيل گيتار كلاسيك پرداختم.

همزمان در اين سالها آهنگسازي را نزد استاد «فوريتيچ» فراگرفتم و سه سال در اين رشته تحصيل كردم. در سال۱۹۹۶ موفق به تشكيل گروه موسيقي به نام «آوا» شدم. موسيقي اين گروه كه در حال حاضر اعضاي آن ۸نفر است آميزه اي از قطعات شرقي و غربي است.

اين گروه در اروپا كنسرتهاي متعددي برگزار كرده و همچنين در چندين فستيوال نيز شركت كرده است. در حال حاضر من مشغول تدريس در مدارس مختلف موسيقي در آلمان هستم و تاكنون در ۵سي دي با اركسترهاي مختلف گيتار نواخته ام.

-  چرا با اين موقعيت كه در آلمان داريد، تصميم گرفتيد به ايران بياييد و اينجا فعاليت هنري داشته باشيد؟
* نزديك به ۱۷سال در آلمان بودم و از سال۱۹۹۶ گروهي تشكيل داديم كه تركيب نوازندگان ايراني و آلماني بود و قطعاني از ساخته هاي خودم و يا آثار كلاسيك آهنگسازان بزرگ را اجرا مي كرديم و اما دليل حضور من در ايران فقط كنسرتي كه در آينده اي نزديك خواهيم داشت، نبود، بلكه من نياز به برقراري ارتباط با تماشاگر و شنونده ايراني دارم، بهتر ديدم كه اين شروع از داخل كشور باشد، البته قطعاتي كه براي كنسرت آماده كرديم را در سال۲۰۰۰ در برنامه اي اجرا كرديم، البته بخشي از آن را، بعد آن را براي سازهاي مختلف تنظيم و ضبط كردم.


-  چقدر طول كشيد تا اين كار آماده شد؟
* انديشه اصلي سوئيت ترديد، شعر ترديد احمد شاملو بود كه سالها ذهن من را به خودش مشغول كرده بود. در ابتدا براي گيتار سلو نوشته بودم، بعد آن را بسط و گسترش دادم و سازهاي فلوت و ويلن و ويلنسل و تنبك و دف و تبلا را به آن اضافه كردم. در سال۱۹۹۹ شروع به نوشتن كردم و در سال۲۰۰۰ بخشي از آن را در شهر «سنت آگوستين»، نزديك «بن» اجرا كردم و مورد استقبال آلمانيها قرار گرفت و اين تشويقها و استقبالها باعث شد سوئيت را تكميل كنم و حدود ۴سال طول كشيد تا بدين صورت درآمد.


- قطعه ترديد داراي چه ويژگي هايي است كه آن را براي اولين كنسرتت در ايران انتخاب كردي آيا قطعات ديگر تو اين ويژگي خاص را نداشتند؟
* سالهاست كه شعرهاي مرحوم شاملو را مي خوانم و احساس نزديكي عجيبي با شعرهايش دارم و قطعه ترديد به نوعي تأثيري است كه از اشعار شاملو گرفته ام، بعد از اينكه قطعه ترديد به صورت كلي نوشته شد حس كردم ديني را كه بايد به اين شعر ادا بكنم (ترديد) به خوبي صورت نگرفته است.و براي همين يكي ديگراز شعرهاي او را به نام «من و تو و درخت بارون» از مجموعه «آيدا در آينه» را انتخاب كردم و به سوئيت ترديد اضافه كردم و در واقع اين سوئيت به خاطر اينكه حالتي شرقي و غربي دارد در اولويت قرار داشت.

-  موسيقي ترديد آيا نزديكي خاصي با موسيقي دوره باروك يا قرون وسطي دارد يا تماماً در قالب دستگاههاي ايراني نوشته شده است؟

* براي اين قطعه نمي شود سبكي خاص از تاريخ موسيقي را قائل شد. مثلاً در قسمت طلوع آرام آرام ملوديهاي شرقي را مي شنويد در حالي كه شايد كار تأثيرات فراواني از آثار كلاسيك اروپا دارد. سازبندي حالتي دارد كه شما رگه هايي از موسيقي ايراني را مي شنويد، مخصوصاً در كرشندوها و نقاط اوج، مثلاً در قسمت خورشيد شرق با ورود ني و تنبك فضا كاملاً ايراني مي شود . نمي توانم بگويم چه نوع موسيقي است ،فقط مي توانم بگويم كه موسيقي تلفيقي است.

- چقدر با موسيقي ايراني آشنا بوديد؟
* موسيقي ايراني را زياد شنيدم و در واقع به واسطه خواهرم كه در مركز موسيقي چاووش نزد استاد ناصح پور درس مي گرفتند اين آشنايي كاملتر شد و شروع به نواختن سنتور كردم و بعد نزد آقاي طلوعي تار را آموختم و موفق به اتمام تمام دستگاههاي موسيقي نشدم اما شنونده خوب موسيقي ايراني بودم و در اين ميان دستگاه ماهور را بسيار دوست داشتم و دارم.


-  مي توان گفت بيشتر سوئيت ترديد در ماهور نوشته شده است.
* قطعه اي دارم كه قبل از سوئيت ترديد نوشتم و در همايون و شوشتري صدا مي دهد و البته در كار ترديد بيشتر حال و هواي ماهور مرا مجذوب خودش كرده بود مخصوصاً در بخش خورشيد شرق يا بخش باران شما به خوبي فضاي ماهور را حس مي كنيد.


- اين سوئيت آيا داراي گام محوري است و اگر مدولاسيوني داشتيد به چه صورت بوده؟
* گام محوري در دوماژور است و گاهي در لامينور مي رويم و برمي گرديم. فقط در قطعه ابرها در لامينور شروع و پايان مي يابد و در باران در دوماژور شروع و در لامينور فرود مي آييم. فقط در اين قطعه تن مشخصي وجود ندارد، البته موسيقي آتونال نيست ولي گام مشخصي نيز حس نمي شود در حالي كه اينطور نيست و وقتي موسيقي فرود مي آيد متوجه تغييرات و تن آن مي شويم.


-  در آلمان چطور وارد كنسرواتوار دويسبورگ شديد؟
* در سال۱۹۹۲ بعد از گذراندن يك دوره تمرينات، مثل شركت در مدرسه راين در كلن، نزد «فريدر يش پوتز» و دادن امتحان ورودي كه شامل تئوري و سلفژ و ساز فرعي كه پيانو بود و امتحان ساز اصلي كه بايد از سه دوره مختلف موسيقي حدود ۴۵دقيقه اجرا مي كردم و من قطعات پرلود باخ از پرلود ، فوگ و الگرو ـ سونات اپوس ۱۵ در دوماژور از گيتاريست ايتاليايي «مائو ر جولياني» ـ قطعه اي از «تورينا» و شش قطعه براي گيتار كه مدرن بود  که البته من دوقطعه آن به نامهاي «درتون می» و «دي ملودي» را انتخاب كردم .پس از اين امتحانها وارد مدرسه موسيقي عالي شهر دويسبورگ شدم. در آنجا درسهاي مختلفي مثل تاريخ موسيقي، آهنگسازي، تئوري موسيقي و آناليز، مثل آناليز كردن يك كوارتت از بتهوون در طول ۲ترم و تجزيه و تحليل يك ساز و پس از همه اينها بايد در سال دوم تحصيلي امتحان مي داديم و سه قطعه كوتاه مي نواختيم.

در سال چهارم نيز بايد امتحان نوازندگي مي داديم و بعد در يك روز بايد امتحانهايي نظير: تدريس خصوصي و گروهي مي داديم تا بتوانيم توانايي هايمان را در تدريس اثبات كنيم.                                   

بعد از آن بايد كنفرانسي حدود ۲۰دقيقه برگزار مي كرديم كه من در مورد «تاب لاتورهاي» گيتار در دوران قبل از نت نويسي در كشورهاي آلمان و ايتاليا، صحبت كردم و بعد بايد به سؤالهايي درباره سير تاريخي تحولات ساز گيتار و نوازندگان مختلف آن و سبكهاي متفاوت آن جواب مي داديم و بعد از همه اينها تز خودمان را ارائه مي دهيم كه به ما ليسانس يا فوق ليسانس مي دهند.


-  در اين سالها كه در آلمان بوديد، چه كنسرتهايي برگزار كرديد؟
* اولين كنسرتمان را در جشنواره اي در يكي از شهرهاي اسپانيا برگزار كرديم. در آلمان در دوفستيوال شركت كرديم كه در محله اي در وسط شهر برگزار مي شود. در شهرهاي مختلفي مثل برلين و بروكسل و آمستردام و كلن، سنت آگوستين و برمن كنسرت داديم كه البته جداي از فستيوالهايي است كه در اين شهرها برگزار مي شود.

 منبع: ايران
|+| نوشته شده توسط مصطفی آخوندی در یکشنبه سیزدهم فروردین 1385  |
 
 
بالا